به دلیل وجود تعداد زیادی ناخالصی در فلز در حین استخراج، خواص فیزیکی و شیمیایی آن در استفاده به طور جدی ناپایدار است. از طریق پردازش حرارتی، می تواند به طور موثر آن را تصفیه کرده و خلوص داخلی آن را بهبود بخشد. فن آوری عملیات حرارتی همچنین می تواند کیفیت آن را افزایش داده و عملکرد استفاده واقعی آن را بهینه کند. فن آوری عملیات حرارتی به فرآیندی اطلاق می شود که در آن قطعه کار برای گرم شدن در محیطی قرار می گیرد و به دمای معینی می رسد. قطعه کار پس از مدت زمان معین در چنین دمایی با سرعت های مختلف خنک می شود.

توضیحات تصویر (حداکثر 50 کلمه)
به عنوان یکی از مهمترین فرآیندهای تصفیه در تولید مواد، فناوری عملیات حرارتی فلزات در مقایسه با سایر فن آوری های پردازش رایج مزایای زیادی دارد. در عملیات حرارتی فلز، "چهار آتش" به بازپخت، عادی سازی، خاموش کردن (محلول) و تمپر کردن (پیری) اشاره دارد. هنگامی که قطعه کار تا دمای معینی گرم می شود، زمان های نگهداری متفاوتی با توجه به اندازه و جنس قطعه کار می شود و سپس قطعه کار به آرامی خنک می شود. به این عمل آنیلینگ می گویند. هدف اصلی از بازپخت کاهش مناسب سختی مواد، بهبود انعطاف پذیری مواد، تسهیل فرآیندهای بعدی، کاهش تنش پسماند و توزیع یکنواخت ترکیب و ساختار مواد است.

توضیحات تصویر (حداکثر 50 کلمه)
پردازش مکانیکی یک فناوری پردازش است که از ماشین ابزار برای پردازش قطعات استفاده می کند. پردازش مکانیکی روش های عملیات حرارتی مربوطه را قبل و بعد از پردازش قطعات انجام می دهد. عملکرد آن این است:
1. استرس داخلی قسمت خالی را حذف کنید. عمدتاً برای ریخته گری، آهنگری و جوشکاری استفاده می شود.
2. بهبود شرایط پردازش برای آسان کردن مواد برای پردازش. مانند آنیل کردن، نرمال کردن و غیره.
3. بهبود خواص مکانیکی جامع مواد فلزی. به عنوان مثال، درمان خاموش و معتدل.
4. می تواند سختی مواد را بهبود بخشد. مثلا کوئنچینگ، کوئنچ کربوریزه و غیره
بنابراین، علاوه بر انتخاب معقول مواد و فرآیندهای مختلف شکلدهی، فرآیند عملیات حرارتی اغلب ضروری است.

عملیات حرارتی به طور کلی شکل و ترکیب شیمیایی کلی قطعه کار را تغییر نمی دهد، اما با تغییر ریزساختار داخلی قطعه کار یا تغییر ترکیب شیمیایی سطح قطعه کار، عملکرد کاری قطعه کار را تقویت یا بهبود می بخشد. ویژگی آن بهبود کیفیت داخلی قطعه کار است که عموماً با چشم غیر مسلح قابل مشاهده نیست.
